السيد حامد النقوي (مترجم: محبوب القلوب)

303

خلاصهء عبقات الانوار (حديث أنا مدينة العلم) (فارسى)

« هر كس دانش را خواهد ، بايد نزد آن دَر بيايد . » و اين مقام پايان و ختم است كه پس از او جز او وليّى نيست مگر اينكه به او باز مىگردد و از او برمىگيرد و اشاره به اوست آن‌چه در حديث صحيح مستفيض مشهور ، بلكه متواتر آمده است درباره‌ى فرمان به بستن هر درى جز درِ خانه‌ى او بنابر فرمان خداوند به آن . . . » « 1 » و در همان كتاب است : « آمده است از بزرگان اصحاب مانند باب مدينة العلم و ابن‌مسعود و ابن‌عبّاس ، تأويل آغاز سوره‌ها كه از متشابهات مىباشند . » و در همان كتاب پس از كلامى گويد : « اخبار و آثار در اين باره ، از باب مدينة العلم و خانه‌ى حكمت قابل شمارش نيست . . . » « 2 » 150 - اثبات علىّبن سليمان شاذلى علىّبن‌سليمان دمنتى مغربى مالكى شاذلى « 3 » حديث را ثابت كرده است و به تفصيل در باره‌اش سخن گفته و در پاسخ به مناقشه در اسنادش سخن دو حافظ ، صلاح علايى و ابن‌حجر را آورده است . « 4 » 151 - اثبات عبدالغنى غنيمى عبدالغنى افندى غنيمى اميرالمؤمنين را به « باب مدينة العلم » وصف كرده ، همان‌گونه كه سليم فارس افندى در « قرةالأعيان و مسرة الأذهان » آورده است ؛ آن‌جا كه گويد : « دانشمند هنرمند زيرك استوار ، سيّد عبدالغنى افندى غنيمى گويد : سپاس خداوندى را كه دانشمندان را وارثان پيامبران قرار داد و آنان را براى

--> ( 1 ) . القول المستحسن في فخر الحسن / 452 . ( 2 ) . القول المستحسن في فخر الحسن : مثلًا نگاه كنيد به / 65 . ( 3 ) . شرح حال او در « الأعلام 4 / 292 » چنين آمده : « فقيهى از بزرگان مغرب است . » و نوشتارهايش را ذكركرده و شرح او را بر ترمذى نياورده و مرگش را سال 1306 ثبت كرده است . ( 4 ) . نفع قوت المغتدى : 148 . 3 . و در كتاب « الاعلام » شرح حال او را چنين آورده است : « عبدالغنىبن طالب‌بن حمادةبن ابراهيم غنيمى دمشقى ميدانى ، فاضلى از فقهاى حنفيه » سپس كتاب‌هايش را ذكر كرده و تاريخ وفاتش را سال 1298 ثبت كرده است .